• خبر پیشوا مطالب داغ نتایج آزمون حوادث کاریابی

  • یادداشت/ چوپان دروغگو، نگارش جدید!!

    یادداشت/ چوپان دروغگو، نگارش جدید!!

    یادداشت/ چوپان دروغگو، نگارش جدید!!

    به گزارش پایگاه خبری پیشوا؛ مهدی طوسی از فعالان اجتماعی در یادداشتی نوشت: یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که از ولایت دور آمده بود و در دهی، گوسفندان اندک خود را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه  …

    یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ! وقتی مردم خود را به چوپان رساندند، دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است!

    آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباش و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: گرگ، گرگ، آی مردم؛ گرگ! وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند، می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ گوسفندی را دریده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

    روزی مردم ده تصمیم گرفتند پول های خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند، از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها که در ولایت چوپان زیاد بود. چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره صدای فریاد «آی گرگ، آی گرگ» چوپان به گوش رسید!

    مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از آنها که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوان های گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است!

    مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت چوپان دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: «آی دزد، آی دزد»! چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم، اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت و چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند، او را همراهی کردند!

    بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از گاز سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند، به یکدیگر می گفتند: خود کرده را تدبیر نیست، یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان «چوپان دروغگو» را برای کودکانمان نقل می کنیم، باید برای آنها توضیح دهیم که هرگاه خواستید گوسفندان، چماق و سگ های خود را به کسی بسپارند، پیش از هر کاری، در مورد درستکاری او بررسی کنند و مطمئن شوند که او دروغگو نیست!

    معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید، گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست «راستگو» باشد، اما وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت، وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه چوپان، چماق و سگهای نگهبان خود را از یک محل تهیه نکنیم …

    مطالب پیشنهادی :

    درباره نویسنده

    4507 مطلب نوشته است .

    نوشتن دیدگاه

    شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

     اخبار پیشوا در تلگرام
    تمام حقوق این سایت برای © 2017 pishva |خبر پیشوا. محفوظ است.